سه‌شنبه‌داوری؛صلح و سازش در اختیار داور

لایو این هفته(سه شنبه 21 دی ماه 1400) با حضور آقای عطائی و آقای طباطبائی‌نیک، با موضوع “اختیار داور بر صلح و سازش بین طرفین دعوا”، برگزار و متن کامل این گفتگو به همراه صوت در ادامه در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.

متن کامل این گفتگو

اساسا درباره اختیار صلح در دست داور ایا دعوا با نظرات و اختیارات داور تمام می شود و یا همچنان بعد از اعطای اختیار صلح قدرت تصمیم گیری و فسخ سازشنامه و  و گزارش اصلاحی وجود دارد یا خیر

طبق قانون، تجدیدنظرخواهی یا فرجام خواهی بر روی رای سازشی امکان پذیر نیست

چند چالش در مورد موضوع اختیار صلح و سازش داریم

اگر من به عنوان اصحاب دعوا اختیار صلح بدهم به داور اختصاصی خودم و یا هیئت داوران ایا تمام اختیارات از من سلب شده و من دیگر تصمیم گیری برای حل اختلاف ندارم؟

اینکه یکی از دو طرف اختیار صلح بدهد نافذ نیست و در قانون به نظر می رسد دو طرف است. متاسفانه در این رابطه در قانون مقرره خیلی روشنی نداریم بخصوص داوری داخلی. ماده 483 قانون آیین دادرسی مدنی می گوید:

“در صورتی که داوران اختیار صلح داشته باشند می توانند دعوا را با صلح خاتمه دهند. دراین صورت صلح نامه ای که به امضای داوران رسیده باشد معتبر و قابل اجراست”

اینکه به جه صلحی خاتمه بدهند قانون گذار یا تسامح کرده و یا مبنایی نداشته و بر مبنایی که هست ما نمیتوانیم بیشتر از انچه قانون برای محکمه در نظر گرفته را قائل باشیم. وقتی ماده 484 را نگاه می کنیم بحث رای  سازشی را مطرح می کند گزارش اصلاحی را مطرح می کند و می گوید وقتی طرفین به سازشی می رسند دادگاه مکلف به ختم رسیدگی و صدور گزارش اصلاحی است و اگر بخواهیم استصحاب کنیم از این اصل باید بگوییم داور هم زمانی میتواند رای سازشی صادر کند که یک توافقی بین طرفین صورت گرفته باشد یعنی داور بیاید از ان قاعده داوری خود پایش را یک مرحله ان طرف تر بگذارد و شروع کند در قالب میانجیگر و سازشگر بیاید و بین طرفین سازشی به وجود بیاورد و بعد از ان بیاید بر این مبنا یک رای سازشی صادر کند

یکی از فرمهای که بیشتر در بحثهای بین المللی جواب می دهد که ماهم سعی کردیم در کتاب و حکم حکم همان را بیاوریم. مثلا در یک رای سازشی به جای این که خواسیته طرفین چی بوده و ادله و استدلال و ارزیابی داور چه بوده فقط توافق طرفین را درج کنند و ما بقی بیاید در رای سازشی. فکر می کنم این که انتظار داشته باشیم داور با اختیار صلح وسازش بیاید به جای طرفین تصمیم صلح بگیرد مقداری دور از هدف قانونگذار است گرچه قانونگذار اشارعه مستقیمی هم نکرده. این برداشت شخصی من است

یعنی منظور شما این است که داور نمی تواند برداشت خود از دعوا را ملاک قرار بدهد برای سازشنامه؟

اگر قرار بود نظر خود را اعمال کند رای صادر می کرد. رای می شود همان نظر داور. پس طبیعتا باید یک تفاوت عمده باشد و به نظرم این تفاوت و منطقی ترین حالت این است که یک توافق بین طرفین حاصل می شود و همان توافق را مبنای صدور رای خود می کند

ضمانت اجرای این چیست؟ آیا داور مثلا میتواند عددی بالاتر یا کمتر رای بدهد؟

اینجا بحث رای نیست دیگر. یعنی اینجا حدود اختیارات داور می شود توافقات طرفین. اگر داور اینجا از توافق طرفین فراتر برود خروج داور از اختیارات است و رای باطل است مطابق ماده 489 و اینجا چون توافق طرفین نظم عمومی جدید ایجاد می کند اگر داور از توافق عدول کند از حدود اختیارات خود خارج شده است.

اگر من داور بخواهم صرفا بر اساس توافقات طرفین رای سازش را بنویسم دقیقا می شود توافق طرفین و اختیار صلح دیگر جایی ندارد و من با طرف مقابل..

ببینید این برداشت خود من از بحث قانون است ولی این رای وحدت رویه و نظریه های مشورتی هم امده. بیشتر استنباط این است که اختیار صلح در ماده از داوران نام می برد. در حالتی فرض شده که حتما یک هیئت داوری است و برای داوری منفرد فرضی را نداشته. چون یک حالت دیگر که ما در صدور رای سازشی داریم یک سری مواقع است که طرفین می خواهند توافق کنند و این توافق را مبنای جدیدی بگذارند. این دو حالت دارد

یا اینکه بنشینند و یک قرارداد جدید تنظیم کنند که خب خاصیتی دارد و هر چه بگویند در قرارداد نوشته می شود ولی در دفترخانه نمیاید ارزیابی کند و یک حالت دوم این که به یک قاضی یا داور مراجعه کند و از او بخواهند که بین انها توافقی را انجام بدهد. وقتی داور منفرد بخواهد بوجود بیاید طرفین با هم توافق جدیدی دارند و می خواهند این توافق جدید را داشته و پیش داور از او می خواهند بر مبنای این توافق جدید و بخش اجرایی رای داور میاید تکالیف و وظایف هر یک را مشخص بریشان اضافه می کند. اما موقعی که یک هیئت داوری است این بحثی دارد این اختیار صلح. دیگر داورن اینکه بیایند رای اکثریت صادر کنند از بین می رود. ماده صراحت دارد و گفته به امضای داوران رسیده باشد و نمی توان رای اکثریت را ملاک قرارداد. و اینکه نیایید بینا بین بگیر تا بخشی از خواسته های یکی از دو محقق بشود. برداشت من این است که باید بر مبنای توافق طرفین باشد. برای موردی پیش بینی شده که طرفین به یک سازشی می رسند و میخواهد و همان سازش مبنای صدور رای باشد. نه اینکه رای داور صادر و طرفین بخواهند این رای را با توافق ار درجه اعتبار ساقط کنند و بنشینند یک توافق بنویسند

راهکار قانونگذار

شاید برای شما هم پیش امده در جریان رسیدگی که رسیدگی را ادامه ندهند و به سازش برسند بهتر است. در این حالت قانونگذار پیش بینی کرده  شما به سازش رسیدید پس به داور اختیار صلح بدهید تا بر اساس توافق شما رای صادر کند

این تفاوتش برای من روشن نیست. اگر من به عنوان داور اختیار صلح هم ندارم وقتی طرفین به توافق نرسیدند من باید رای سازشی صادر کنم

اینجا دوبار از طرفین باید اختیار صلح را بگیریم. پایان دهنده اختلاف یا باید رای صادر بشود با تعیین محکوم و محکوم علیه یا اینکه رای سازشی صادر کنم بر اساس توافق طرفین و حالت سوم من تصورم این است که من اختیار صلح داشته باشم. یک سوالی است که ایا داوران به جای طرفین تصمیم بگیرند برای اینکه همان سبکی که فرمودید برای یک طرف فقط حقوق قائل و برای یک طرف فقط قضائی

داور خیلی مواقع همین کار را میکند

ولی معنای صلح یعنی اینکه پایان دادن. حالت فصل خصومت داریم که داور انجام می دهد. این اختلاف را به ترتیبی از بین میبرد. در حالت عادتی اما وقتی که می خواهد صلح انجام بدهد و کلمه صلح می اید جوری باید تفاوتی با فصل خصومت داشته باشد و الا دلیلی نداشت قانونگذار این ماده را بیاورد. پس طبیعتا در صلح باید جوری باشد که دو طرف راضی باشند. صلح مدلی از فصل خصومت است که طرفین بصورت دوستانه میایند و اختلاف را فصل می کنند. برداشت من است که قانونگذار نگاه دیگری به فصل خصومت دارد و به طرفین اجازه می دهد صلح کنند و داور بین انها حالت بینابینی را میگیرد و دو طرف به بخشی از خواسته های خود می رسند چون دقت کردید در داوری بین المللی حالت صلح یا حالت قاضی انصاف حالتی است که داوران دیگر الزامی ندارند به مواد قانونی استناد کنند. وقتی قانونگذار داوران را از استناد به مواد قانونی مبرا کرده پس اینجا می توانند اینجا حالتی را بگیرند که خیلی هم وضعیت سخت قانونی حاکم نباشد به صورتی که دو طرف این وسط راضی باشند

من یک ایده دارم. به نظر شما قانونگذار می شود مبنایش را این دانست که در دعاوی که شاید زیاد جنبه مهمی نداشته باشد مثلا یک پرونده داوری به ما الان ارجاع شده دو شرکت با هم اختلاف دارند. این دو شرکت چکار دارند انجام بدهند که بابت 6/500/000 تومان نتوانسته اند داور داشته باشند و رفته برای تعیین داور از شعبه دادگاه حقوقی!

حالا می خواهم بگوییم من به عنوان یکی از اصحاب دعوا وقتی در یک موضوعی اختلاف که زندگی من است به داور اختیار صلح بدهم و چه بسا تسامح قانونگذار که هیچ مبنایی را ایجاد نکرده برای اختیار صلح، این نگاه را داشته که فقط برای دعاوی موارد سبک و مبالغ پایین طرفین تلاش میکنند بلکه بتوانند به هدف و حقوق خود برسند ولی اختیار صلح هم می دهد. ایا به نظر شما می شود تسامح را بر این قاعده گذاشت؟

اینکه بخواهیم یک چیز قطعی بگوییم نمی شود. بحث اختیار صلح از قانون حکمیت 1311 یا 1313 بوجود امده و قبل از ان نبوده است و در ماده 19 امده است. در صورتی که حکمها اختیار صلح داشته باشند می توانند دعوا را به صلح فصل کنند. در قانون ایین دادرسی مدنی 1318 ماده 659 در صورتی که داوران اختیار صلح داشته باشند می توانند دعوا را به صلح خاتمه بدهند و باز ابهامی دارد که قدرت اجرایی ان چقدر است که  در قانون بررسی دادگاه های دادگاه های انقلاب و امور مدنی در سال 1379 موضوع را حل و کلمه‌ای را هم به ان اضافه کرد

در صورتی که داوران اختلاف صلح داشته باشند می توانند دعوا را با صلح خاتمه دهند و در صورتی که صلحنامه به امضای داور برسد معتبر است

در این ماده قانونی از صلحنامه صحبت می کند یعنی دو طرف به یک صلحی رسیدند و داور تلاش کرده به صلح برسند و چون داریم سعی می کنیم داوری را نزدیک و شبیه کنیم به عرف بین المللی و رای سازشی را اینجا معادل همین صلحنامه گرفتیم و اینکه من اگر خودم مشورت بدهم در تنظیم قرار داد قطعا پیشنهاد می کنم اختیار صلح به داور نده و در جریان رسیدگی این اختیار را بدهید ولی در قرارنامه داوری پیش از شروع داوری هم این کار را نکنید و این اختیار صلح را ندهید چون خیلی ارائ را می بینیم اشکال دارد و دادگاه با استناد توافق بر داوری رای را قابل اعتراض نمی داند دیگر. وقتی در قانون داوری تجاری بین المللی امده صراحتا داور را  در رای کدخدا منشی یا قواعد انصاف که در قانون داخلی ما معادلش صلح است داور را از ذکر دلایل و ادله قانونی معاف کرده و داور می تواند بعضی قوانین را اگر امری نباشد نادیده بگیرد و الزامی به صدور رای بر اساس قانون نمی دهد

هدف ما هم از طرح این فصل، همین بود که به این نکته برسیم که ایا قراردادن اختیار صلح برای داور می تواند یک مزیت باشد و یا یک امر خطرناک برای طرفین و مزایایی که ندارد بلکه مضراتی هم داشته باشد.

طبق فرمایش شما من یک پرونده داوری داریم بصورت هیئت داوری که مبنای اختلاف جالبی دارد. چیزی بیش از 1000 میلیارد تومان و جالب است در قرارداد به داوران اختیار صلح داده شده است و مبنایی که باعث اختلاف شده است در خصوص چند میلیارد است ولی جالب است در یک قرارداد چند هزار میلیاردی این اختیار داده شده است که ما اختیار را می توانیم استفاده کنیم و واقعا این یک مساله بود که ایا الان چند میلیارد ان به اختلاف خورده و اگر همه ان به اختلاف میخورد و بر اساس اختیاری که دادند ما می توانیم به عنوان داور بر اساس این توافق عمل کنیم و این به نظرم خیلی خطرناک است خصوصا با قراردادهای با این رقم بالا!

واقعا شخص داور ایا میتواند این قدرت را داشته باشد که همه انچه که اصحاب دعوا دارند بیان می کنند در اختیار صلح خود لحاظ کند و داور نظر بدهد

فکر می کنم بهترین راه این است که اختیار صلح داده نشود.

ما خودمان در مواردی که داور اختیار صلح دارد پیشنهاد من این است که تا بین طرفین توافقی صورت نگرفته است هیچ پیشنهادی در این زمینه داده نشود. وقتی ما می دانیم به عنوان داور طرفین به توافقی نمی رسند و نمی توانید بین طرفین توافقی برقرار کنیم از این راختیار صلح استفاده نکنیم و در پرونده داشتیم که نوشتم علیرغم اینکه توافق طرفین بر اعطای اختیار صلح به داور بوده نوشتم من از اختیار صلح به دلیل عدم توافق طرفین استفاده نمی کنم.

در کتابی نوشته بود اعراض از شرط داوری و توضیح داده بود که چگونه از داوری خارج بشود. راهکاری داده بود چگونه داوری را دور بزنیم، ما پیشنهاد می دهیم به مردم داوری انجام بدهید و شما امدید مساله را به هم زدید!

اگر فرض کنیم که این اختلاف افتاد و داور هم از صلح خودش استفاده کرد و موجب ضرر و زیان به طرفین شد یا یک طرف، نه از باب تبانی و مسئولیت مدنی داور. ایا طرفین به نظر شما می توانند سازش‌نامه را فسخ کنند و یا درخواست ابطال انرا بدهند به این فرض که پرونده مشکل شکلی نداشته باشد.

بله امکانش هست. عرض کردم در بخشی از صحبتها که نمی توانیمرای سازشی داوری را بالاتر از گزارش اصلاحی قاضی بدانیم. تقریبا در راستای همدیگر است. طبق نظریه مشورتی شماره 3209 مورخ 16 اردیبهشت 1398

با عنایت به اینکه صلح و سازش موضوع گزارش اصلاحی برابر ماده 184 قانون ایین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب قراردادی است که بین طرفین منعقد شده می تواند از یکی یا شخص ثالث موضوع دعوای ابطال قرار بگیرد. با استناد به این نظریه مشورتی و اینکه نمی توانیم برای رای سازشی داور اعتباری بیش از گزارش اصلاحی قاضی در نظر بگیریم

نظریه مشورتی دیگری هم هست به شماره 128 مورخ 1 خرداد 98

با توجه به ماده 184 ق ا د م گزارش اصلاحی حاوی مواد سازشنامه و موارد توافقی طرفین است بنابراین اگر موجبی برای بطلان صلح و توافق انان باشد استماع دعوا با منعی مواجه نیست

ما دو مورد را می توانیم در نظر بگیریم.

برای رای سازشی داور، نمی توان اعتباری بالاتر از قاضی قائل شد.

یکی دعوای ابطال قابل انجام است

دوم گزارش اصلاحی حاوی مفاد سازشنامه و موارد توافقی طرفین است. پس اگر رای سازشی صادر بکنیم برای اینکه رای درستی باشد باید حاوی مفاد سازشنامه و موراد توافقی طرفین باشد و در غیر این صورت اگر موجبی بر بطلان توافق وجود داشته باشد استماع دعوا منعی ندارد. پس اگر داور از اختیار صلح هم استفاده کرده باشد باز حالت قراردادی از بین نمیرود و امکان این است که از طرفین درخواست ابطال پیگیری بشود

قرار داشتیم یک تبادل تجربه ای بین ما باشد ما شفاها چیزی را سعی می کنیم قبول نکنیم و هر دو با هم باشند و حتما همه را مکتوب کند و این باعث می شود بسیاری از مشکلات کمتر بشود. برخی بدنبال ایراد صحبت حاشیه ای هستند که با مکتوب کردن صحبتها از برخی آنها صرف نظر می کنند.

رای صادر شده بر اساس مستندات است و بر اساس عباراتی که طرفین نوشتند و این عبارت را می اوریم و همیشه به دوستان میگویم این شاه کلید حل مساله است و در متن رای مشخص می کند بر اساس این گفته این رای صادر شده است.

بنابراین باید در این زمینه موارد ضعف و قوت را بیان و بررسی کرد و مواردی که تا پیش از این راجع به ان در داوری صحبت شد عبارت از اینکه

نقطه ضعفی وجود دارد و ان اینکه قرارداد بر این اساس مورد توافق قرار بگیرد که  می تواند اختیار صلح را بدست داور داده باشد

در داوری ایجاد یک مرحله به عنوان مذاکره پیش از رجوع به داور درست نیست

وقتی خواهان در جلسه داوری حضور دارد وکیل می تواند باشد؟

موکل و یا وکیل و یا خواهان به شخصه تنهایی می تواند در جلسه داوری حضور پیدا کند

نکته ای در در مورد اختیار صلح که خودم انجام می دهم و ان اینکه

اگر داور می خواهد از این اختیار استفاده کند وظیفه دارد بر اساس توافق جدید طرفین اقدام کند. یعنی من داور که این اختیار را دارم توانستم توافقی بین طرفین ایجاد کنم بر مبنای توافق می توانم صلح ایجاد کنم و اگر نتوانستم دیگر نمی توانم صلح انجام بدهم.

صوت کامل جلسه از طریق لینک کانال تلگرامی زیر در دسترس است

https://t.me/fekrins/295

دیدگاهتان را بنویسید